مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
تا زهر ستم بر دل و جان و جگر افتاد چون برق جهانسوز، به جانش شرر افتاد چون موج به پهلوی گل فاطمه میخورد دردی که به پهلو و دل و بر کمر افتاد آهـسـته به روی سرش افکـنـد عـبا را یک سایۀ غم، بر روی شمس و قمر افتاد پیوسته نگـاهـش به درِ حجـرۀ غم بود تا آن که نگـاهـش به جـمال پـسر افتاد غـمنـالـۀ مادر، شـرر افکـنـد به جانش وقتی نـظرش جـانب دیوار و در افتاد او ساحل امن همه طوفان زدهگان است چون کشتی طوفان زده، گر در خطر افتاد از طوس دلـم تا حرم کرب وبلا رفت این جا پـدر افـتاد، در آن جا پسر افتاد دل سوخت «وفایی» به مُحرم، پس از آن ماه داغـی به دل مـا همه مـاهِ صـفـر افتاد |